سریال کلید اسرار.
پيام اين سريال پاداش خير در برابر کار خير است و پاداش بد در برابر کار بد؛ انسان ها بايد اميد داشته باشند. هميشه يک راه خروج از بن بست وجود دارد. اميد دادن به انسان ها يک پيام است. اگر در تاريک ترين جاي دنيا هم باشيد، تاريک ترين نقطه دنيا نااميديست. بسياري از بخش هاي اين سريال ريشه اي در واقعيت دارند.
برنا: تلويزيون ايران در هر دوره اي رويه هاي عجيب و غريبي را در پيش مي گيرد. يک بار سريال و فيلم هاي ژاپني بازار داغي پيدا مي کنند و سوژه هاي نه چندان مناسب آنها تبديل به مجموعه هاي خانوادگي مي شود و حتي خود ژاپني ها از ديدن سريالشان ذوق زده شده و آن را از ايران مي خرند! و يک بار هم کره اي ها بر تلويزيون رخنه مي کنند و از پزشک گرفته تا پليس، رزمي کار و امپراطور، آشپز و غيره زندگي شان به رخ ايراني ها کشيده مي شود. بعد هم نوبت به ايتاليايي ها از پليس و تبهکار و مافيا مي رسد. حالا هم که بازار ترکيه اي ها رونق گرفته و ما هم براي نشان دادن حسن نيتمان سريال "شهريار" را به آنها پيشکش مي کنيم!
سريال ترکيه اي "کليد اسرار" محصول شبکه stv است که نام اصلي آن سامان يولو (راه رستگاري) است. اين سريال بيش از 10 سال است که از اين شبکه پخش مي شود. اين شبکه در 115 کشور جهان قابل دريافت است و تنها شبکه اي است که قبل از روي کار آمدن حزب عدالت و توسعه علي رغم محدوديت هايي که وجود داشت، اذان پخش مي کرد.
اين سريال که در ترکيه بسيار پرمخاطب بوده است براي کانال تلويزيوني اسلامگراي سامان يولو(کهکشان) ساخته شده است. کارگردان آن آوني کوتوک اوغلو و تهيه کننده آن نيز احمد گل است. اين سريال در واقع بخشي از برنامه پرمخاطب دنياي اسرار بوده است که به نوشته سايت کانال سامان يولو، بخش هاي پنهان زندگي را نشان مخاطب مي دهد.
«کليد اسرار» از شبکه دو سيماي جمهوري اسلامي ايران هم پخش شد و پس از آن شبکه سه طرفدار پر و پا قرص اين مجموعه شد و در هر موقعيتي اقدام به پخش آن مي کند.
قسمتهاي اين مجموعه تلويزيوني به صورت جداگانه يک داستان را مطرح ميکند و در پايان هر دو قسمت اين اثر داستان پايان مييابد. به عبارت ديگر، اين مجموعه به صورت سري پخش ميشود که هر بخش داستان مجزايي دارد و به مسايلي همچون شفا يافتن افراد به وسيله توکل به انبيا و اولياء الهي، اهميت توجه به پاکي، صداقت و راستگويي در امور اجتماعي، به دست آوردن مال حلال و کار و تلاش شرافتمندانه در زندگي و اهميت توجه به مسايل ديني و اعتقادي ميپردازد. داستانهاي اين سريال بر اساس اتفاقات واقعي به تصوير کشيده شده و توجه به نيروهاي الهي موجود در طبيعت را مورد توجه قرار ميدهد.
اميد ساچيوروز؛ راوي اين سريال درباره "کليد اسرار" مي گويد: پيام اين سريال پاداش خير در برابر کار خير است و پاداش بد در برابر کار بد؛ انسان ها بايد اميد داشته باشند. هميشه يک راه خروج از بن بست وجود دارد. اميد دادن به انسان ها يک پيام است. اگر در تاريک ترين جاي دنيا هم باشيد، تاريک ترين نقطه دنيا نااميديست. بسياري از بخش هاي اين سريال ريشه اي در واقعيت دارند.
محتواي اين سريال به ظاهر درباره اتفاقاتي است که براي انسان مي افتد و بايد از آنها درس بگيرد اما اگر دقتي به محتواي سريال بيندازيم به نکات جالبي بر مي خوريم. در "کليد اسرار" به شکل اغراق آميزي ماجراها طوري ختم بخير مي شود که گويي همه چيز از عهده انسان خارج بوده و اين خداوند است که انسان را به هر طريقي که اراده مي کند، به جلو مي برد و انسان هيچ اختياري از خود نداشته و خير و نيکي هم به دست او نيست! بيشتر محتواي اين سريال بر مبحث جبر و نه اختيار استوار است و هر گونه اختياري از انسان سلب شده است. ماجراها طوري طراحي شده که گويي انسان راهي جز تسليم در برابر سرنوشت خود ندارد و عنصر عقل و اراده هم جايگاهي در زندگي او ندارد.
در صورتي که بر اساس اعتقاد ما مسلمانان انسان با نيروي اراده و عقل خود و البته با توکل به خداوند قادر است بسياري از کارهاي غير ممکن را ممکن سازد و در انتخاب مسير درست يا غلط زندگي مختار است. داستان هايي که در اين سريال مطرح مي شود چندان سنخيتي با زندگي ارگانيکي امروزي ندارد و شخصيت هاي اين سريال بيشتر برگرفته از يک جامعه سنتي سال هاي خيلي دور است که شايد ديدن جريان زندگي اين افراد، آن هم به اين شکل اغراق آميزي چندان براي بيننده امروزي جذاب نباشد.
هدف اين سريال اثبات نظم عادلانه جهان بر مبناي روايات واقعي است. داستان هاي آن هم برگرفته از ماجراهاي واقعي است که براي افراد پيش آمده و در قالب خاطره به اين شبکه ارسال مي کنند تا سازندگان سريال آن را در قالب برنامه هاي نمايشي به تصوير بکشند. اما باورپذيري داستان ها براي جوانان امروزي دشوار است. در برخي از داستان هاي آن ماجراها آنقدر سرهم بندي شده و اغراق آميز است که بيشتر مناسب برنامه ويژه کودکان است تا براي بزرگسالان!
اگر گذري به جامعه شناسي دورکيم بيندازيم، متوجه مي شويم که دورکيم از دو نوع جامعه مکانيکي و ارگانيکي نام برده است. در همبستگي مكانيكي «همبستگي ناشي از هماننديها به حد اعلاي خود خواهد رسيد: در اين صورت فرديت ما هيچ ميشود.» در اين همبستگي شخصيت افراد برآيندي از «وجود جمع» است، پس محو ميشود و فرد چون شيئي كه به صاحبش وابسته است، در مسير تمايلات جامعه قدم بر ميدارد.
همبستگي نوع دوم به همبستگي آلي يا ارگانيكي شهرت دارد. اين همبستگي ناشي از تقسيم كار در جامعه جديد و «مستلزم آن است كه افراد با هم فرق داشته باشند.» در نتيجه هر كس شخصيت خاص خود را دارد. وجدان جمعي به وجدان فردي اجازه بروز ميدهد تا آن دسته از «نقشهاي خاصي» كه خود توانايي ايفاي آنان را ندارد؛ توسط وجدان فردي ايفا شوند. خداوند در اين جوامع فوق طبيعت است که از باورها و مراسم طبيعي مشتق شده است و عاملي مهم براي وحدت اجتماعي محسوب مي شود.
در قرن حاضر به طور طبيعي نمونه هاي جامعه از نوع اول به ندرت يافت مي شود و حتي جهان سومي ها هم کمتر به اين نوع جامعه گرايش دارند. سريال "کليد اسرار" بر محور اين نوع جوامع استوار است و چندان تطابقي با نوع و رويکرد جديد انسان هاي قرن بيست و يکمي ندارد. پس صرفاً مجموعه اي است براي سرگرمي بيننده، آن هم نه مربوط به کشورهاي پيشرفته و حتي ايران. زيرا يک جوان ايراني هيچ گاه بسياري از اتفاقات رويداده و نوع زندگي شخصيت ها داستان را ملموس نمي بيند.
سازندگان اين سريال وابسته به جريان نورجي ها در ترکيه هستند که يک طريقت حنفي مذهب است. رئيس اين جريان "فتح الله گولن" است که به جرم اسلام گرايي تحت تعقيب است و در آمريکا اقامت دارد. حامي مالي حرب عدالت و توسعه ترکيه هم، گولن است. البته همين گروه نورجي ها اعتقاد شديدي به جدايي دين از سياست دارند. فضاي موجود در سريال هم به خوبي مروج اين تفکر است.
در اکثر کشورهاي آسياي مرکزي، قفقاز و ترکيه جريان نورجي در مدارس و مراکز دانشگاهي حاکم است. اردوغان و عبدالله گل نخست وزير و رئيس جمهور فعلي ترکيه از حزب عدالت و توسعه، شاگردان همين مدارس هستند. فعاليت گسترده تجاري نورجي ها به ويژه فتح الله گولن دارند تا بتوانند هزينه هاي تبليغاتي و ديني خود را تامين کنند.
سريال ترکيه اي "کليد اسرار" محصول شبکه stv است که نام اصلي آن سامان يولو (راه رستگاري) است. اين سريال بيش از 10 سال است که از اين شبکه پخش مي شود. اين شبکه در 115 کشور جهان قابل دريافت است و تنها شبکه اي است که قبل از روي کار آمدن حزب عدالت و توسعه علي رغم محدوديت هايي که وجود داشت، اذان پخش مي کرد.
اين سريال که در ترکيه بسيار پرمخاطب بوده است براي کانال تلويزيوني اسلامگراي سامان يولو(کهکشان) ساخته شده است. کارگردان آن آوني کوتوک اوغلو و تهيه کننده آن نيز احمد گل است. اين سريال در واقع بخشي از برنامه پرمخاطب دنياي اسرار بوده است که به نوشته سايت کانال سامان يولو، بخش هاي پنهان زندگي را نشان مخاطب مي دهد.
«کليد اسرار» از شبکه دو سيماي جمهوري اسلامي ايران هم پخش شد و پس از آن شبکه سه طرفدار پر و پا قرص اين مجموعه شد و در هر موقعيتي اقدام به پخش آن مي کند.
قسمتهاي اين مجموعه تلويزيوني به صورت جداگانه يک داستان را مطرح ميکند و در پايان هر دو قسمت اين اثر داستان پايان مييابد. به عبارت ديگر، اين مجموعه به صورت سري پخش ميشود که هر بخش داستان مجزايي دارد و به مسايلي همچون شفا يافتن افراد به وسيله توکل به انبيا و اولياء الهي، اهميت توجه به پاکي، صداقت و راستگويي در امور اجتماعي، به دست آوردن مال حلال و کار و تلاش شرافتمندانه در زندگي و اهميت توجه به مسايل ديني و اعتقادي ميپردازد. داستانهاي اين سريال بر اساس اتفاقات واقعي به تصوير کشيده شده و توجه به نيروهاي الهي موجود در طبيعت را مورد توجه قرار ميدهد.
اميد ساچيوروز؛ راوي اين سريال درباره "کليد اسرار" مي گويد: پيام اين سريال پاداش خير در برابر کار خير است و پاداش بد در برابر کار بد؛ انسان ها بايد اميد داشته باشند. هميشه يک راه خروج از بن بست وجود دارد. اميد دادن به انسان ها يک پيام است. اگر در تاريک ترين جاي دنيا هم باشيد، تاريک ترين نقطه دنيا نااميديست. بسياري از بخش هاي اين سريال ريشه اي در واقعيت دارند.
محتواي اين سريال به ظاهر درباره اتفاقاتي است که براي انسان مي افتد و بايد از آنها درس بگيرد اما اگر دقتي به محتواي سريال بيندازيم به نکات جالبي بر مي خوريم. در "کليد اسرار" به شکل اغراق آميزي ماجراها طوري ختم بخير مي شود که گويي همه چيز از عهده انسان خارج بوده و اين خداوند است که انسان را به هر طريقي که اراده مي کند، به جلو مي برد و انسان هيچ اختياري از خود نداشته و خير و نيکي هم به دست او نيست! بيشتر محتواي اين سريال بر مبحث جبر و نه اختيار استوار است و هر گونه اختياري از انسان سلب شده است. ماجراها طوري طراحي شده که گويي انسان راهي جز تسليم در برابر سرنوشت خود ندارد و عنصر عقل و اراده هم جايگاهي در زندگي او ندارد.
در صورتي که بر اساس اعتقاد ما مسلمانان انسان با نيروي اراده و عقل خود و البته با توکل به خداوند قادر است بسياري از کارهاي غير ممکن را ممکن سازد و در انتخاب مسير درست يا غلط زندگي مختار است. داستان هايي که در اين سريال مطرح مي شود چندان سنخيتي با زندگي ارگانيکي امروزي ندارد و شخصيت هاي اين سريال بيشتر برگرفته از يک جامعه سنتي سال هاي خيلي دور است که شايد ديدن جريان زندگي اين افراد، آن هم به اين شکل اغراق آميزي چندان براي بيننده امروزي جذاب نباشد.
هدف اين سريال اثبات نظم عادلانه جهان بر مبناي روايات واقعي است. داستان هاي آن هم برگرفته از ماجراهاي واقعي است که براي افراد پيش آمده و در قالب خاطره به اين شبکه ارسال مي کنند تا سازندگان سريال آن را در قالب برنامه هاي نمايشي به تصوير بکشند. اما باورپذيري داستان ها براي جوانان امروزي دشوار است. در برخي از داستان هاي آن ماجراها آنقدر سرهم بندي شده و اغراق آميز است که بيشتر مناسب برنامه ويژه کودکان است تا براي بزرگسالان!
اگر گذري به جامعه شناسي دورکيم بيندازيم، متوجه مي شويم که دورکيم از دو نوع جامعه مکانيکي و ارگانيکي نام برده است. در همبستگي مكانيكي «همبستگي ناشي از هماننديها به حد اعلاي خود خواهد رسيد: در اين صورت فرديت ما هيچ ميشود.» در اين همبستگي شخصيت افراد برآيندي از «وجود جمع» است، پس محو ميشود و فرد چون شيئي كه به صاحبش وابسته است، در مسير تمايلات جامعه قدم بر ميدارد.
همبستگي نوع دوم به همبستگي آلي يا ارگانيكي شهرت دارد. اين همبستگي ناشي از تقسيم كار در جامعه جديد و «مستلزم آن است كه افراد با هم فرق داشته باشند.» در نتيجه هر كس شخصيت خاص خود را دارد. وجدان جمعي به وجدان فردي اجازه بروز ميدهد تا آن دسته از «نقشهاي خاصي» كه خود توانايي ايفاي آنان را ندارد؛ توسط وجدان فردي ايفا شوند. خداوند در اين جوامع فوق طبيعت است که از باورها و مراسم طبيعي مشتق شده است و عاملي مهم براي وحدت اجتماعي محسوب مي شود.
در قرن حاضر به طور طبيعي نمونه هاي جامعه از نوع اول به ندرت يافت مي شود و حتي جهان سومي ها هم کمتر به اين نوع جامعه گرايش دارند. سريال "کليد اسرار" بر محور اين نوع جوامع استوار است و چندان تطابقي با نوع و رويکرد جديد انسان هاي قرن بيست و يکمي ندارد. پس صرفاً مجموعه اي است براي سرگرمي بيننده، آن هم نه مربوط به کشورهاي پيشرفته و حتي ايران. زيرا يک جوان ايراني هيچ گاه بسياري از اتفاقات رويداده و نوع زندگي شخصيت ها داستان را ملموس نمي بيند.
سازندگان اين سريال وابسته به جريان نورجي ها در ترکيه هستند که يک طريقت حنفي مذهب است. رئيس اين جريان "فتح الله گولن" است که به جرم اسلام گرايي تحت تعقيب است و در آمريکا اقامت دارد. حامي مالي حرب عدالت و توسعه ترکيه هم، گولن است. البته همين گروه نورجي ها اعتقاد شديدي به جدايي دين از سياست دارند. فضاي موجود در سريال هم به خوبي مروج اين تفکر است.
در اکثر کشورهاي آسياي مرکزي، قفقاز و ترکيه جريان نورجي در مدارس و مراکز دانشگاهي حاکم است. اردوغان و عبدالله گل نخست وزير و رئيس جمهور فعلي ترکيه از حزب عدالت و توسعه، شاگردان همين مدارس هستند. فعاليت گسترده تجاري نورجي ها به ويژه فتح الله گولن دارند تا بتوانند هزينه هاي تبليغاتي و ديني خود را تامين کنند.
سریال کلید اسرار و آنچه می خواهید در باره آن بدانید
این سریال در واقع بخشی از برنامه پرمخاطب دنیای اسرار بوده است که به نوشته سایت کانال سامان یولو، بخش های پنهان زندگی را نشان مخاطب می دهد. کلید اسرار با عناوین دیگر به مدت 9 سال از کانال سامان یولو پخش شده است و از این حیث یکی از طولانی ترین برنامه ها بوده است که توانسته است ارتباط خوبی با مخاطب برقرار کند.
رها یپرم که بخش هایی از این سریال را به عینه در زندگی خود تجربه کرده است اعتراف کرده است که این یک بار خودکشی کرده است و بعد از نجات، اولین کاری که کرده است خواندن دو رکعت نماز بوده است.
وی درباره چگونگی ساخت سریال می گوید: " کانال تلویزیونی ما یک برنامه را با عنوان دعوتیه های معجزات خریده بود که در واقع مربوط به دنیای مسیحیت بود. از این برنامه خوشمان آمد و سعی کردیم آنرا جهانی اش کنیم. هنگام شروع به کار این سریال با یک حدیث حضرت محمد کار را کلید زدیم: تلاش برای خوشبختی بی پایان یک شخص از تمامی چیزهایی که روی آنها خورشید طلوع می کند و غروب پرخیرتر است."
امید ساچیوروز نیز درباره این سریال می گوید:" پیام این سریال پاداش خیر در برابر کار خیر است و پاداش بد در برابر کار بد؛ انسانها باید امید داشته باشند. همیشه یک راه خروج از بن بست وجود دارد. امید دادن به انسانها یک پیام است. اگر در تاریکترین جای دنیا هم باشید، تاریکترین نقطه دنیا ناامیدیست."
وی اضافه می کند بسیاری از بخش های این سریال ریشه ای در واقعیت دارند.
امید ساچیوروز که پیش از این به عنوان یک مانکن مشهور بود از دنیای مد وارد بازیگری شد، بعد از آن نیز به ناگهان از همه چیز کنار کشید و به دین علاقه نشان داد. وی می گوید این حکایت حکایت خود اوست و اضافه می کند:" در این باره یک کتاب نوشتم با عنوان عسل زهردار، در این کتاب سرنوشت خودم را بازگو کرده ام. شهرت در عین شیرینی و در عین اینکه همانند عسل است یک زهر برای انسانهاست. من به عنوان کرال سینمای ترکیه انتخاب شده بودم. عکس هایم با دختران زیبارو زینت بخش روی جلد مجلات بوده است. اگر راهنمای استفاده را به کار نبری، ماشینت خراب خواهد شد. من نیز آنگونه شده بودم. من کسی هستم که حتی اقدام به خودکشی هم کرده بودم. به شهرت و پول رسیده بودم. به طوری که حتی در خیابان نمی توانستم قدم بزنم. شاید آرزوی میلیونها جوان این بود که مانند من بشوند. اما خوشبخت نشدم. وارد یک محیط معنوی شدم که نمی توانستم از آن خارج شوم. کسی بودم که معادل حقوق سه ماه زحمت مردم را در یک شب به باد می دادم. اگر جای خالی معنویت را پر نکنی روزی آن جای خالی به سراغت خواهد آمد.

رها یپرم که بخش هایی از این سریال را به عینه در زندگی خود تجربه کرده است اعتراف کرده است که این یک بار خودکشی کرده است و بعد از نجات، اولین کاری که کرده است خواندن دو رکعت نماز بوده است.
وی درباره چگونگی ساخت سریال می گوید: " کانال تلویزیونی ما یک برنامه را با عنوان دعوتیه های معجزات خریده بود که در واقع مربوط به دنیای مسیحیت بود. از این برنامه خوشمان آمد و سعی کردیم آنرا جهانی اش کنیم. هنگام شروع به کار این سریال با یک حدیث حضرت محمد کار را کلید زدیم: تلاش برای خوشبختی بی پایان یک شخص از تمامی چیزهایی که روی آنها خورشید طلوع می کند و غروب پرخیرتر است."
امید ساچیوروز نیز درباره این سریال می گوید:" پیام این سریال پاداش خیر در برابر کار خیر است و پاداش بد در برابر کار بد؛ انسانها باید امید داشته باشند. همیشه یک راه خروج از بن بست وجود دارد. امید دادن به انسانها یک پیام است. اگر در تاریکترین جای دنیا هم باشید، تاریکترین نقطه دنیا ناامیدیست."
وی اضافه می کند بسیاری از بخش های این سریال ریشه ای در واقعیت دارند.
امید ساچیوروز که پیش از این به عنوان یک مانکن مشهور بود از دنیای مد وارد بازیگری شد، بعد از آن نیز به ناگهان از همه چیز کنار کشید و به دین علاقه نشان داد. وی می گوید این حکایت حکایت خود اوست و اضافه می کند:" در این باره یک کتاب نوشتم با عنوان عسل زهردار، در این کتاب سرنوشت خودم را بازگو کرده ام. شهرت در عین شیرینی و در عین اینکه همانند عسل است یک زهر برای انسانهاست. من به عنوان کرال سینمای ترکیه انتخاب شده بودم. عکس هایم با دختران زیبارو زینت بخش روی جلد مجلات بوده است. اگر راهنمای استفاده را به کار نبری، ماشینت خراب خواهد شد. من نیز آنگونه شده بودم. من کسی هستم که حتی اقدام به خودکشی هم کرده بودم. به شهرت و پول رسیده بودم. به طوری که حتی در خیابان نمی توانستم قدم بزنم. شاید آرزوی میلیونها جوان این بود که مانند من بشوند. اما خوشبخت نشدم. وارد یک محیط معنوی شدم که نمی توانستم از آن خارج شوم. کسی بودم که معادل حقوق سه ماه زحمت مردم را در یک شب به باد می دادم. اگر جای خالی معنویت را پر نکنی روزی آن جای خالی به سراغت خواهد آمد.

+ نوشته شده در شنبه دوم بهمن ۱۳۸۹ ساعت 17:7 توسط محمد فرزانپور ملقب به کماندوی مرزعه.
|
این وبلاگ تا انجاکه میتواند اخبار فیلمهاوسریالهای روز ایران وجهان وزندگینامه بازیگران مطرح رادر اختیار شما عزیزان میگذارد . اگرهم خواستید یه کامنت بذارید حالمون بیاد سرجاش لطفا.